|
تمناي قدرت چنان دل از طلحه
بن عبيدالله ربوده بود كه نه پيش رو مي ديد و نه پشت سر. نه علي(ع) را در
سپاه روبرو مي ديد تا از خود بپرسد من و جنگ با «مدار حق»؟! و نه پشت سر
را مي كاويد تا از خود بپرسد مروان بن حكم را در اردوگاه ما چه كار؟ و آن
كه پيش رو نتواند ديد، پشت سر را تواند؟!
چه جبهه آشفته اي! ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:9  توسط جوینده حقیقت
|
این روزها بحث بر سر فیلم اخراجی ها زیاد شده. عده ای با فحش و ناسزا (زیر پا گذاشتن ارزشهای رایج جبهه ها ) آقای ده نمکی را به زیر پا گذاشتن ارزشهای دفاع مقدس و بیان خلاف واقع متهم می کنند. عده ای ادعا می کنند که فیلم ساخته شده برگرفته از کتاب خاطرات آنهاست (تکذیب ادعای گروه اول).
ولی من جسارت و هنر آقای ده نمکی را تحسین می کنم و بر گنج بودن دوران دفاع مقدس یقین دارم. مطمئنم که اگه هنرمندانی پیدا بشند و بتونند ارزشها را به تصویر بکشند ، رقیبی نخواهند داشت. مطمئنم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 16:39  توسط جوینده حقیقت
|
حضرت عیسی پیغمبری بود اولوالعزم و تارک دنیا و در برابر مظالم امپراتوری سرکش روم باستان ومفاسد ملایان یهود قیام کرد .با آن دم عیسوی تا آخرین دوران زندگی و در طول عمر نبوت خود دوازده تن یاران مخصوص که به نام حواریون معروفند تربیت کرد و بعضی از این ها دارای روح نبوت شدند و از میان آن ها وصی خود را انتخاب کرد ، در شب گرفتاری که برای آن ها پیش گویی کرده بود ، همه از ترس دشمن گرد او جمع نبودند ، و چون دشمن بر او دست یافت و او را گرفتار کرد هر کدام به سویی رفتند و تنها بزرگ آن ها شمعون یا به تعبیر انجیل کنونی پطرس بود که دورادور به دنبال او می آمد تا از او خبر گیرد و طبق پیشگویی خود انجیل کنونی آن شب که تا سپیده دم از ترس جان خود سه بار عیسی را انکار کرد و حاضر نشد خود را معرفی کند، اصحاب حسین از هفتاد ودو کمتر نبودند و در میان موج دشمن چون پروانه گرد او انجمن کرده بودند و در فداکاری بر یکدیگر پیشی می گرفتند.
حواریون عیسی اعدام او را حتمی نمی دانستند ؛ ولی شب عاشوراء حسین (ع) به یارانش به طور حتم کشته شدن خود را خبر داد.
حواریون عیسی شمشیر های برنده ونیزه های کشیده را ندیده بودند و یاران حسین (ع) خود را در میان آن ها محصور می دیدند .
عیسی بیعت از حواریون خود بر نداشت و آن ها را صریحا مرخص نکرد ولی حسین (ع) همه یاران خود را معذور داشت و رخصت ِگریز داد .
از حواریون عیسی یک تن اظهار نفاق کرد و در برابر وجه ناچیزی او را به دشمن تسلیم کرد ولی یاران حسین(ع) برای او از همه چیز گذشتند .
آخرین مکاشفه حواریون عیسی به آن جا رسید که از مائده بهشتی بر آن ها نازل شد و تناول کردند ولی یاران حسین (ع) بهشت را معاینه کردند.
(برگرفته از کتاب : در کربلا چه گذشت اثر شیخ عباس قمی صفحه 209 )
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:19  توسط جوینده حقیقت
|
امروز روز جمعه است.
باز روز جمعه ای دیگر رسید. دلها همه منتظر یه مهمون عزیز هستند، اما باز از او خبری نشد.البته هنوز چند ساعتی امید هست شاید ساعاتی دیگر بیاید. ما که مشتاقانه منتظرش هستیم. اگه خدای نکرده نیاد، عصر جمعه همه دلها باز غمگین خواهد شد. خدایا به حق این دلهای غمگین ، امام ما را به ما برسان. قول می دهیم دعوت ما مثل دعوت اهل کوفه از امام حسین(ع) نباشه.
باد صبا ! گذر کنی ار در سرای دوست برگو که دوست سر ننهد جز به پای دوست
من سر نمی نهم ، مگر اندر قدوم یار من جان نمی دهم ، مگر اندر هوای دوست
کردی دل مرا زفراغ رخت کباب انصاف خود بده که بود این سزای دوست؟ مجنون اسیر عشق شد ، اما چون من نشد ای کاش کس چون من نشود مبتلای دوست (دیوان اشعار حضرت امام خمینی (ره)_ صفحه 63)
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 15:2  توسط جوینده حقیقت
|
آشكار شدن آرامگاه شیخ صدوق و پدیدار شدن جسد اوآرامگاه شیخ صدوق، درگذر زمان به خاطر حمله مغولان و جنگهای خوارزمیان و تیموریان و همچنین به علت حوادث مختلف چندین مرتبه خراب و ویران شد و سالها در زیر تودههای خاك پنهان گردیده بود. در حدود سال 1238 هجری قمری، سیل عظیمی آمد و تمام اراضی مزروعی و باغات اطراف شهرری را آب فرا گرفت و بعضی از مناطق را تخریب نمود كه در این حادثه، واقعه عجیبی نیز اتفاق افتاد و بعد از سالیانی طولانی قبر مطهر شیخ صدوق منكشف شده و بدن شریف وی تازه و معطر و كاملا سالم و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردید كه تفصیل این واقعه را بسیاری از بزرگان در كتب خود، مانند: خوانساری در كتاب روضات، تنكابنی در كتاب قصص العلمأ، مامقانی در كتاب تنقیح المقال، خراسانی در كتاب منتخب التواریخ، قمی در كتاب فوائد الرضویه و رازی در كتاب اختران فروزان ری و همچنین در مقدمه كتب مرحوم صدوق، از جمله كتاب كمال الدین صدوق و مقدمه كتاب خصال صدوق نقل نمودهاند.
اما شرح واقعه چنین است: ... ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:9  توسط جوینده حقیقت
|
من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقّت خواندهام و توجّه كافي به صفحات كربلا كردهام بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايد از امام حسين پيروي كند.
(بر شطي از حماسه و حضور، ص 283، به نقل از مجلة بصائر، ش 7 و 8، ويژهنامة محرّم، ص 25.)
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:33  توسط جوینده حقیقت
|
...وداستان اسف انگيزي را برايش نقل كردم كه وقتي وارد مسجد ابوحنفيه در قاهره شده بودم برايم رخ داده بود كه با آنها نماز عصر را به جماعت خواندم و با تعجب مواجه شدم با شخصي كه در كنار من بود و پس از تمام شدن نماز با خشم رو به من كرده ، گفت : "چرا در نماز دستهايت را روي هم نگذاشتي (و تكتف نكردي)؟" من با ادب و احترام پاسخ دادم كه مالكي ها به آن قائل نيستند و من هم مالكي هستم. او گفت "پس به مسجد مالك برو و در آنجا نماز بخوان!" ولذا، از آنجا با ناراحتي و خشم بيرون آمدم و اين رفتار مرا به شگفتي و حيرت انداخت.ناگهان استاد عراقي لبخندي زد و به من گفت كه او شيعه است. از شنيدن اين خبر سراسيمه شدم و با بس اعتنايي به او گفتم : اگر مي دانستم شيعه اي، هرگز با تو صحبت نمي كردم! گفت: چرا؟ گفتم براي اين كه شما مسلمان نيستيد.زيرا ... ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:13  توسط جوینده حقیقت
|
شگردهاي شياطين جامعه امروز ما بسيار شبيه عصر امام حسين(ع) است. اگر ما در قبال دين و احکام آن بياعتنا باشيم، آينده ما، فرجام مردم کوفه خواهد بود. بايد از تاريخ عبرت گرفت؛ آنچه موجب حادثه کربلا شد، سستشدن مباني فکري و اعتقادي مسلمانان آن عصر و زمانه بود. راه صحيح، همان راهي است که امام حسين(ع) پيش روي ما گذاشت. تقويت روح غيرت و حساسيت ديني، مبارزه با تساهل و تسامح بهعنوان مقدمه فرهنگ بيديني، مبارزه با فردگرايي و تکروي، و تشکيل هيأتهاي مذهبي براي مقابله با دشمناني که کيان، نظام و دين ما را هدف گرفتهاند، لازم است. اما در اين ميان دلنبستن به دنيا براي تقويت روحيه جهاد و نهراسيدن از مرگ و شهادتطلبي، شرط نخست براي مقابله با دشمنان اسلام و انقلاب است.
(حضرت آيت الله مصباح يزدي)
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:5  توسط جوینده حقیقت
|
تو كه خود خال لبي از چه گرفتار شدي تو طبيب همه اي از چه تو بيمار شدي
تو كه فارق شده بودي ز همه كان و مكان دار منصور بريدي همه تن دار شدي عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر اي كه در قول و عمل شهره بازار شدي مسجد و مدرسه را روح و روان بخشيدي وه كه بر مسجديان نقطه پرگار شدي خرقه پير خراباتي ما سيره توست امت از گفته در بار تو هشيار شدي واعظ شهر همه عمر بزد لاف مني دم عيسي مسيح از تو پديدار شدي يادي از ما بنما اي شده آسوده ز غم ببريدي ز همه خلق و به حق يار شدي
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 12:34  توسط جوینده حقیقت
|
دیروز سالگرد شهادت سپهبد شهید صیاد شیرازی بود.
وقتی خدمات و کارهایی را که برای مملکت انجام داده مرور می کنی از یک طرف احساس غرور و سربلندی می کنی که با چنین مردان بزرگ هم روزگار هستی. از طرف دیگر عرق شرم بر جبین می نشیند که واقعا ما چه کرده یم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر غرب بهشت بود (به قول بعضی ها) این مرد بزرگ که برای دوره تخصصی به آمریکا رفته بود همانجا می ماند! چون به چشم خود غرب را دیده و در آنجا زندگی کرده بود. سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 8:7  توسط جوینده حقیقت
|
سرخوش ز سبوي غم پنهاني خويشم چون زلف تو سر گرم پريشاني خويشم
در بزم وصال تو نگويم ز كم و بيش چون آينه،خود كرده ی حيرانی خويشم
لب باز نكردم به خروشي و فغا نی من محرم راز دل طوفانی خويشم
از شوق شكر خند لبش جان سپردم شرمنده ی جانان ز گرانجاني خويشم
بشكسته تر از خويش نديدم به همه عمر افسرده دل از خويشم و زندانی خويشم
يك چند پيشمان شدم از رندی و مستی عمری ست پشيمان ز پشيمانی خويشم
هر چند امين بسته ی دنيا نيم اما دلبسته ی ياران خراسانی خويشم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:48  توسط جوینده حقیقت
|
امروز خبرگزاريها خبري را پخش كردند كه بارقه هاي اميد را دل هر آزاده اي زنده مي كنه.
خبر خوش هسته اي كه مربوط به طراحي و پياده سازي سانتريفيوژهاي نسل IR-2 توسط دانشمندان ايران اسلامي است كه از نسلهاي پيشرفته p1 و p2 هم پيشرفته تر است و سرعت و راندمان كاري رو ۴ برابر افزايش داده است. ضمنا از نظر حجمي هم بسيار كوچكتر از نسلهاي p1 و p2 مي باشند كه براي اولين بار در دنيا ، ايران به آنها دست يافته است. آفرين بر شما كه دل همه آزاديخواهان را شاد مي كنيد. افتخار افتخار افتخار
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 9:35  توسط جوینده حقیقت
|
صلاح كار كجا و من خراب كجا ببين تفاوت ره كز كجاست تا كجا دلم زصومعه بگرفت و خرقه سالوس كجاست ديرمغان و شراب ناب كجا چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را سماع وعظ كجا و نغمه رباب كجا زروي دوست دل دشمنان چه دريابد چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا چوكحل بينش ماخاك آستان شماست كجا رويم بفرما ازاين جناب كجا مبين به سيب زنخدان كه چاره درراه است كجا همي روي اي دل بدين شتاب كجا بشد كه ياد خوشش باد روزگار وصل خود آن كرشمه كجا و آن عتاب كجا قرار و خواب زحافظ طمع مدار اي دوست قرار چيست صبوري كدام و خواب كجا
(حضرت حافظ)
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 8:49  توسط جوینده حقیقت
|
|
|